مجتبى ملكى اصفهانى

116

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

و آن‌هم اصل ظهور است « 1 » . مرحوم مظفر قدّس سرّه بعد از نقل اقوال فوق و نقد آنها مىگويد : تنها يك اصل مورد قبول عقلا است و آن‌هم اصل ظهور است و بناى ايشان نيز يكى بيش نيست و آن‌هم « عدم اعتنا به احتمال خلاف ظاهر » است . ايشان در پايان مىگويد : بناى عقلا الغاى هر احتمالى است كه منافات با ظاهر كلام داشته باشد ، مانند احتمال غفلت و خطا ، يا نصب قرينه بر خلاف و ساير احتمالات ؛ و معنى الغاى اين احتمالات اين است كه ظاهر حجّت است . بلى ! از باب مسامحه اشكالى ندارد كه مثلا الغاى احتمال غفلت را اصل عدم غفلت بناميم و الغاى احتمال قرينه را اصل عدم قرينه ؛ ولى اين تعبيرات ، همگى بيان ديگر اصل ظهور هستند و شايد مراد شيخ قدّس سرّه و آخوند قدّس سرّه نيز همين معنى باشد . « 2 » اصالة عدم النقل يا اصل عدم نقل به « اصل عدم تقدير » ذيل عنوان « اصل لفظى » رجوع شود . اصل - معناى اصل در لغت : ريشه ، پايه و اساس شيئى را اصل گويند . به عبارت ديگر : اصل ، چيزى است كه شيئى ديگر برآن بنا مىشود و يا به واسطه آن پايدار مىماند . « 3 »

--> ( 1 ) الكفاية ، ج 2 ، ص 58 . ( 2 ) اصول الفقه ، ج 2 ، ص 133 . ( 3 ) مصباح المنير ، لسان العرب ماده اصل .